چگونه با همه ارتباط برقرار کنیم؟

چگونه با همه ارتباط برقرار کنیم
این کتاب روش هایی را به ما خواهد آموخت تا یاد بگیریم چگونه دوست، شریک زندگی و یا همکار بهتری باشیم و در نتیجه روابط شادتری را تجربه کنیم.(خلاصه کتاب چگونه با همه ارتباط برقرار کنیم)

بیشتر درک ما از افراد دیگر ناخودآگاه اتفاق می افتد.

ما به طور خودکار حالات ذهنی افراد را از چهره ، حالت و لحن صدا و زبان بدن آنها درک می کنیم. استنباط ما ممکن است صحیح یا نادرست باشد ، و چون که این مسئله ناخودآگاه اتفاق می افتد ، تقریبا غیرممکن است که بتوانیم صحت یا ارتباط آن را تشخیص دهیم. به علاوه ، زمانیکه ما احساس تهدید میکنیم ضمیر ناخودآگاه ما کنترل را به دست گرفته و قسمت های ابتدائی تر مغز واکنش ، گریز یا ستیز از خود نشان می دهند.

هنگام برقراری ارتباط با افراد دیگر ، ما نه فقط به آنچه می گویند بلکه به نحوه گفتن آنها توجه می کنیم.

چهره و چشم ها از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند ، زیرا بیان و حالات صورت ما اغلب واکنش های غریزی ما به وقایع را نشان می دهد. هنگام صحبت با افراد دیگر ، مغز ما به تغییرات لحظه ای عضلات در بیان آنها توجه می کند و دانشمندان معتقدند که این یکی از راه های ارسال و دریافت سیگنال در مورد احساسات ما است. ما ناخودآگاه این رفتارها را تقلید و تکرار می کنیم و در نتیجه  مغز ما احساساتی را که همکار ما تجربه کرده است را متقابلا می شناسد و تجربه می کند.

من آموخته ام که مردم آنچه را که شما گفتید فراموش می کنند ، مردم آنچه را که شما انجام داده اید فراموش می کنند ، اما مردم هرگز فراموش نخواهند کرد که باعث ایجاد چه حسی در آنها شده اید. مایا آنجلو

احساسات همان بخشی از ما هستند که می گوید چه کسی هستیم و چه کاری انجام می دهیم.  در ارتباط با مردم ، ما احساسات آنها را حس می کنیم ، حتی اگر از آنها آگاه نباشیم. ما احساسات را از طریق حرکات صورت و بدن و صدا برقرار می کنیم. احساسات شدید ، مانند خشم و هیجان ، در قالب گفتار سریعتر ، بی تابی در قالب ضربه زدن به انگشت آشکار می شود. 

طرف مقابل شما ممکن است متوجه سرنخ های زبان بدن شما بشود، ممکن هم که این اتفاق نیوفتد.  حتی اگر احساسات ما را حس کنند ، ممکن است آنها را تشخیص ندهند. هرچند ظاهر و استایل، این رفتارها را متمایز می کند، اما نمی تواد آنها مدیریت کند یا تغییر دهد. شخصیت ، تحصیلات و محیط زندگی  فرد همگی عواملی هستند که بر تصمیمات وی تأثیر می گذارند. همچنین ، هیچ الگویی از رفتار انسان نمی تواند فردیت ما را از ما بگیرد. اما ادغام تفاوتهای فردی در الگوها به ما کمک می کند تا خود و دیگران را درک کنیم.

این متن ، که توسط متخصصین نگارش شده، روش هایی را به ما خواهد آموخت تا یاد بگیریم چگونه دوست، شریک زندگی و یا همکار بهتری باشیم و در نتیجه روابط شادتری را تجربه کنیم.

همراهی می تواند هم لذت بخش باشد و هم منبع دشواری در زندگی.

کارهایی که ما انجام می دهیم و می گوییم خواه و ناخواه دیگران را در محیط مجاور ما تحت تأثیر قرار می دهد. از طرف دیگر ، ما همیشه هم از چگونگی تأثیر اقدامات خود بر دیگران آگاه نیستیم. این مسئله در مورد توانایی خود ما در تشخیص و واکنش به احساسات و ایده های دیگران نیز صادق است. بهبود یافتن عملکرد در این دو زمینه می تواند نهایت منجر به ایجاد روابط با ارزش تری شود.

دانستن چگونگی ظاهر شدن و محدود کردن تأثیرات منفی ، رفاقت و معاشرت با افراد را آسانتر می کند.

تجربه ای که به دست می آوریم باید ما را به سمت بهبود هوش هیجانی ، خودآگاهی و حساسیت به نیازهای دیگران سوق دهد. وقتی افراد با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند ، احتمالاً در یکی از چهار دسته ی زیر قرار می گیرند: 

  • پویا
  • هدایتگر
  • انرژی بخش
  • تلفیق گر(ترکیب کننده)

.با مطالعه چهار دسته رفتاری ذکر شده، دانش بهتری از خود و اطرافیانمان خواهیم داشت. بی شک درک این چهار دسته می تواند به ما در تقویت روابط مان نیزکمک شایانی کند.

ممکن است ما معتقد باشیم که درخواست کمک ، نشانه ضعف یا عدم موفقیت است ، اما در بیشتر مواقع همین درخواست کردن حس صلاحیت و مفید بودن را به فرد مقابل القا میکند و باعث ایجاد رضایت در او می گردد.- کاترین استاتهارت

ما باید یاد بگیریم تا احساساتی را که در نتیجه ی رفتار دیگران در ما بوجود می آید را به شیوه ای هوشمندانه شناسایی و مدیریت کنیم. ظرفیت تشخیص و قدردانی از تأثیر اقدامات ما بر دیگران و توانایی شناسایی و درک احساسات آنها و انگیزه های رفتاری آنها مهارت هایی حیاتی بشمار می روند.

سبک تعاملات ما، واکنش های ما را نسبت به وقایع پیرامون ما تعیین می کند.

متخصص رشته ی توسعه منابع انسانی و سازمانی، خانم لیندا برنز، چهار سبک تعاملی را که ممکن است در ارتباطات روزمره از آن استفاده شود را بدین شکل تعریف نموده است:

پویا، هدایتگر، انرژی بخش، تلفیق گر(ترکیب کننده)  

شخصیت های پویا

آنها محرک انجام اقدامات سودآور هستند، حرکات و صحبت کردن آنها سریع است، و دیگران نیز آنها را شخصیت هایی رک و مصمم میبینند. در صورتیکه اوضاع وخیم نباشد ، آنها توجه زیادی به نحوه برخورد با دیگران نمی کنند. اعتماد به نفس و قاطعیت آنها ممکن است از دید یک نفر آنها را به مدیری کارآمد و یا سختگیر تبدیل کند و در در نگاه شخصی دیگر شنونده ای صمیمی و پذیرنده ی راه حل تبدیل کند.

بهترین راه برای تغییر محیط ما این است که به درونمان بنگریم و خود را برای همیشه تغییر دهیم. 

هدایتگر

آنها قدرت دفاع کردن از هر چیزی را دارند. به آرامی و مطمئن حرکت و صحبت می کنند ، و دیگران آنها را افرادی جدی و متمرکز می دانند. افراد با شخصیت هدایتگر معمولا به راحتی دیگران را هدایت می کنند. با این حال، اقدامات آنها جهتگیری به خصوصی را می پسندد. ممکن است در عین حال که قدرتمند هستند گاهی نیز ضعیف دیده شوند، به دیگران اجازه دهند که از رفتار آنها سوء برداشت کنند،  بخصوص زمانیکه سرد و مصمم بنظر می آیند.

انرژی بخش

این افراد با حرکت و صحبت با اشتیاق بیشتر همه را به مشارکت تشویق می کنند و معمولاً افرادی بیانگر و جذاب هستند. افراد انرژی بخش در هنگام مکالمه تا زمانی که موضوع مرتبط باشد ، به ظاهر یا میزان صحبت خود توجه نمی کنند.

اظهارات و رفتارو احساسات آنها ممکن است بیش از حد و مبالغه آمیز ، ودر دیدگاه دیگران به نظر عجول و بی دغدغه برسد.

تلفیق گر(ترکیب کننده)  

آنها برای بهترین نتیجه تلاش می کنند. آنها به آرامی حرکت و صحبت می کنند و بی تکلف و در دسترس هستند. تلفیق گر ها شیوه ها ، بیان صورت یا حرکات جسمی را ارزیابی نمی کنند ، مگر اینکه مسئله ای قابل توجه درمیان باشد تا سیگنال هایی را برای افرادی که با آنها ارتباط برقرار می کنند ارسال کنند.

به عنوان مثال، اگر شما آرام بنظر برسید، طرف مقابل چنین برداشتی از شما دارد که شخصیتی آرام و دوستانه دارید و یا حرفی برای گفتن ندارید. برخی از شرایط نیازمند  پیامی قوی ترهستند،  مانند  وجود فوریت یادرگیر یک ماجرا شدن که باعث به وجد آمدن افراد می شود.

سبک های تعامل که تغییر می کند ، به موازات آن ممکن است رفتار ما نیز تغییر کند. همه این سبک ها را می توان توسط هر فردی که مایل به انجام و درک آن است،  شناسایی و کار کرد.

همه ما در مورد دیگران فرضیاتی داریم که یکی از آنها این است که همه مانند ما هستند!

ما اغلب فرض می کنیم که دیگران همان احساسی را دارند که ما داریم و از ذهنیت ما نسبت به هرچیزی حمایت می کنند، همه چیز را از دیدگاه ما می بینند و زمانیکه متوجه شویم چنین نیست متعجب می شویم. زمانیکه فردی گذشته و تفریحاتی شبیه به ما دارد، احساس می کنیم با او می توانیم راحت تر ارتباط برقرار کنیم، اما این مسئله بدان معنا نیست که این افراد مناسب ما باشند. 

فرضیات ما در قبال دیگران در دیدگاه و رفتار ما تاثیر گذار است. رفتار هایی که ما در ارتباط با دیگران از خود بروز می دهیم و در مقابل پاسخی که از آنها دریافت می کنیم ما را به سمت ارتباطی سوق می دهد که در آن آرامش و یکدلی به سالم ترین شکل افزایش می یابد و پیچیدگی حاصل از فعالیت پایین کاهش می یابد که تمام این موارد معمولا به آرامی و بصورت غیر ارادی شکل می گیرد. 

اگر عمیقا به این موضوع فکر کنیم متوجه می شویم که ما فقط می توانیم واکنشی که قرار است از خود نشان دهیم را انتخاب کنیم.

ما همیشه در مورد افراد دیگر نشانه هایی دریافت می کنیم ، گاها بدون اینکه حتی متوجه آن شویم. آگاهی بیشتراز این فرآیند شانس ما را برای تفسیر دقیق سیگنال ها و واکنش درست وآگاهانه به جای پاسخ دادن صرفا در قالب یک واکنش بدون فکر وغیر ارادی را افزایش می دهد. با تمرین کردن می توانیم قابلیت های خود را در تشخیص رفتار دیگران تقویت کنیم.

برای درک بهتر مردم ، باید ذهنیت بازتر و قضاوت کمتری داشته باشیم.

زمانیکه مشغول صحبت با کسی هستید، به سطح انرژی او و واکنش رفتاری خود توجه کنید. با او احساس نزدیکی می کنید یا خیر؟ اگر احساس می کنید اتصالی که باید را با او ندارید ، سبک ارتباطی خود را در راستای ایجاد آرامش تغییر دهید. به یاد داشته باشید شما می توانید از انرژی متفاوتی استفاده کنید. 

شروع ارتباط مبنی بر انرژی خنثی به شما اجازه ی مدیریت ارتباط، بالا و پایین انرژی و واکنش های شما و اصطلاحا شل و سفت کردن پیچ ارتباط و دیدگاه شما در قبال طرف مقابل، در دستان شما خواهد بود. توانایی شما برای تغییر ارتباط با آغازگربودن و سرعت بخشیدن به کلمات و رفتارتان یا تغییر به یک سبک پاسخ دهنده با کند کردن واکنش ها و با حوصله رفتار کردن ، به ایجاد آرامش کمک می کند. روش دیگر برای تعامل با مردم ، در نظر گرفتن دیدگاه آنها است. 

ما به طور طبیعی مسائل را از دیدگاه خود تحلیل و تعریف می کنیم. با این حال ، این احتمال نیز وجود دارد که گاها دیدگاه خود را تغییر دهیم تا شرایط را از دیدگاه فرد دیگر ببینیم.این که یک سناریو در ذهن خود بسازید، گویی که شما به عنوان یک شخص ثالث به این مکالمه نگاه می کنید، می تواند در انجام این کار به شما کمک شایانی کند. به این فکر کنید که اگر در حال حاضر فردی شاهد گفت و گوی شما بوده چه می دید یا می شنید؟ چه فکری می کرد، چه احساسی به او دست می داد و چه واکنشی ممکن بود نسبت به هر دو شما از خود بروز دهد؟

تغییر آگاهانه در نحوه نزدیک شدن به دیگران می تواند به افزایش بهره وری ما کمک کند.

حتی وقتی هیچ کس دیگری در نزدیکی ما نیست ، بیان صورت ما پیام های مختلفی می فرستد. ما با صدای بلند و با واکنش های فیزیکی نسبت به صداها و متون واکنش نشان می دهیم و وضعیت روحی ما ، که گاهی اوقات از آن غافل می شویم ، بر رفتار ما تأثیر می گذارد.

شانتی، یکی از مدیران  پلتفرم های کمک به دیگران، زمانیکه در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات و چالش های شخصی خود بود، نارضایتی اش در رفتار پرسنل  نیز نمود پیدا کرد.  نهایتا، روش تعاملات در دفتر ایشان تغییر کرد. عملکرد تیم سیرنزولی به خود گرفت و در نتیجه ی رفتار ایشان، تیم از یکی از بهترین تیم ها به پایین ترین حد خود تبدیل شد. مدیر او متوجه این وضعیت شد وسمت ایشان را تغییر داد. در نتیجه ی این تغییرو استخدام یک مدیر جدید، عملکرد تیم مجددا افزایش پیدا کرد .

برای اطمینان از اینکه ارتباطات ما تأثیری مطلوب بر دیگران  دارد، منطقی است که به آنچه می گوییم و نحوه گفتن آن توجه کنیم.

کلمات ، صدا و حرکات بدن شما باید با یکدیگر سازگار باشد. اگر اینگونه نباشند ، ممکن است مردم بیش از سخنان شما به لحن و زبان بدن شما توجه کنند. یک رویکرد خوب برای تعامل با افراد ، الگویی از نتیجه فرآیند ورودی است. 

ورودی

ورودی ذهن ما سه حالت خواهد داشت:

  • کلمات: سعی کنید به همان اندازه که به حواستان  متوسل می شوید، از احساسات نیز کمک بگیرید. آنچه را می خواهید، بگویید نه آنچه که نمی خواهید.
  • تن صدا: کلمات اصلی را در پیام خود بگنجانید ، همان اصطلاحاتی که می خواهید مردم به خاطر بسپارند  و در ذهن آنها ماندگار شود. شما می توانید تنها در چند کلمه که بخوبی انتخاب شده است،  نظر خود را منتقل کنید.
  • زبان بدن: به هنگام مکالمه نسبت به زبان بدن خود و سیگنال هایی که ارسال می کنید آگاه  و محتاط باشید.

پردازش

پردازش به سه روش صورت می گیرد:

  • ایجاد آرامش: یافتن زمینه مشابه ، مانند علایق مشترک ، به ایجاد آرامش کمک می کند. مخالفت با کسی نمی شناسید و یا ناراحت کردن وی ساده تر از زمانیست که  از فرد شناخت قبلی دارید و سلایقتان مشترک است.
  • گوش کردن: گوش دادن فعال مستلزم پرسیدن سؤال ، تأمل و خلاصه آنچه شخص دیگری گفته است خواهد بود که  نشان می دهد که شما آن را درک کرده اید.

خروجی

نتیجه دو مرحله اول خروجی  است و می تواند مثبت یا منفی باشد. هر کس دیدگاه منحصر به فردی در مورد چگونگی تأثیرگذاری بر دیگران دارد. دانستن توانایی های شما در ترغیب افراد باعث افزایش اعتماد به نفس شما می شود و به شما این امکان را می دهد تا از آنها به گونه ای مؤثرتر استفاده کنید.

اعتقاد به اینکه شما مهم ، ماهر و دوست داشتنی هستید به شما کمک می کند تا احساس امنیت کنید و ارتباطات را بهبود بخشید!

خود احترامی لازمه ی ایجاد مهارت وحس ارزش در شماست. اگر اعتقاد دارید که همیشه حق با شماست ، با هزینه کردن دیگران برای آنچه می خواهید می جنگید ، و نگرش شما ممکن است باعث شود دیگران به جای بهتر شدن احساس بدتری داشته باشند. 

اگر به خودتان بی توجه باشید و معتقد باشید که همه افراد دیگر از شما بهتر هستند ، بدون بیان نیازهای خود با آنچه دیگران می خواهند همراه خواهید بود. شما از روشن شدن موضع خود یا سؤال در مورد آنها خودداری خواهید کرد و در پایان چیزی بجز یک عنصراشتباهی نخواهید بود. 

سرانجام ، اگر نسبت به خود احساس خوبی ندارید و یا عزت نفس کمی برای خود در مقابل دیگران قائل هستید، هیچ کس دیگری هم حس مثبتی نسبت به شما نخواهد داشت، نهایتا چیزی بجز شرایطی تاریک باقی نخواهد ماند.

برای همراهی با دیگران ، ابتدا باید خود را دوست داشته باشید و به خود اعتماد کنید. اگر به خودتان اعتقاد ندارید ، ممکن است مردم هم ایمان خود را به شما و افکار شما از دست بدهند.

برای بهبود توجه به خودتان و عدم توجه به بی اعتنایی از افراد دیگر ، ستایش کردن دیگران در مورد خودتان را جذب کنید ، در مورد نگرانی هایتان با دیگران صحبت کنند ، به دنبال حمایت از آنها باشند و هر روز زمانی را به خود اختصاص دهید و کارهایی  را که براتان مهم است انجام دهید. 

برای ایجاد حس عزت و احترام در دیگران ، تلاش کنید تا از دیدگاه دیگر مسائل را ببینید ، تحسین خود را نشان دهید ، انتقاد خود را کنترل کنید ، در هر چیزی ابتدا به جستجوی موارد مثبت بپردازید و به یاد داشته باشید که کمک به دیگران برای اینکه احساس خوبی نسبت به خود داشته باشد سودمند تر از تخریب شخصیت و ایجاد حس منفی در آنهاست.

ذهن و بدن در هم تنیده است. آنچه فکر می کنیم و احساس می کنیم بر بدن و رفتار ما تأثیر می گذارد. وقتی احساس اطمینان می کنیم ، محکم تر می ایستیم ، تماس چشمی ایجاد می کنیم و قانع کننده تر صحبت می کنیم و متقابلا مردم تمایل بیشتری به توجه به آنچه بیان می کنیم خواهند داشت. وقتی احساس ناکافی بودن می کنیم ، خم می شویم ، در درون خود کوچک می شویم و با تردید بیشتری صحبت می کنیم ومتقابلا افراد تمایل کمتری به توجه به آنچه  می گوییم خواهند داشت.

جمع بندی

تجربه احساسات دلپذیر و حس تعلق  با افراد دیگر وقتی احساس خوبی نسبت به خود و دیگران داریم ، راحت تر است. با این حال ، مواقعی وجود دارد که ما با چالش هایی روبرو می شویم که باعث می شود احساسات نامطلوب مانند دلخوری ، بی حوصلگی ، نگرانی و ناامیدی داشته باشیم. این احساسات مانع از پذیرش ما برای همراهی با دیگران می شود. همه ما می خواهیم در اطراف افرادی باشیم که باعث ایجاد احساس خوب در ما می شوند. 

اما وقتی مشکل داریم حتی ممکن است دوستان ما از ما دور شوند. بنابراین ، ما باید در برابر هر چیزی که باعث می شود نسبت به خود و دیگران احساس خواری کنیم ، مقاومت کنیم. انعطاف پذیری به عنوان توانایی بازیابی نفس از مشکلات و ناامیدی هایی که زندگی به ما القا می کند داشته باشیم  و در همه حال نسبت به مسائل خوش بین بمانیم.

بعضی اوقات ما به اعتقاداتی می چسبیم که برای بهتر زیستن ما مضر هستند و عزت نفس ما را تضعیف می کنند. ظرفیت تشخیص این احساسات را هنگامی که مانع پیشرفت ما می شوند و به عنوان ترمز عمل می کنند بجای اینکه به عنوان  یک عامل شتاب دهنده و مشوق حمایت کنند ، برای افزایش اعتماد به نفسمان عاملی حیاتیست.

با وجود شواهدی مبنی بر اینکه پاداش دادن به خود می تواند به ما کمک کند تا احساس موفقیت کنیم و اعتماد به نفس خود را به مرور زمان افزایش دهیم ، همیشه به خودمان پاداش نمی دهیم. در عوض ، به سمت پروژه مهم بعدی حرکت می کنیم. نیازی نیست که این پاداش حتما انگیزه قابل توجه یا پول باشد ، فقط چند ساعت مرخصی برای انجام کاری که دوست دارید بسیار انگیزه بخش خواهد بود.

انعطاف پذیری ، انرژی و اعتماد به نفس به یکدیگر مرتبط هستند .هنگامی که انرژی خود را درک و تنظیم کنید، قوی تر خواهید شد و احساس اطمینان بیشتری خواهید کرد. این مسئله به شما کمک می کند تا از زندگی خود نهایت استفاده را ببرید و انرژی ، اشتیاق و جذابیت بی نظیری را در روابط خود تجربه کنید.

این مورد را امتحان کنید: 

هر بار که برای کسی حرف مثبت یا منفی می گویید آن را یادداشت کنید. اگر منفی های شما از مثبت  ها بیشتر بود ، اطمینان حاصل کنید که با ستایش بیشتر خودتان و جشن گرفتن پیروزی ها  بهتر عمل می کنید ، مهم نیست که  این موفقیت ها چقدر کوچک باشند.

مترجم: چشمه گرمسیری

عناوین