تیمی که کار میکند!

کار تیمی
این یک خلاصه فوق العاده ازکتابی با همین عنوان درمورد کار تیمی میباشد. مدت زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۲۰ دقیقه

همه ی تیم های تاثیر گذار یک سری ویژگی های مشخص دارند.

اینکه با یک سری افراد دیگر صرفا در یک محل کار کنید و وظایف مشابهی داشته باشید، شما را تبدیل به یک تیم نخواهد کرد. یک تیم نیازی به یک نهاد  مرتب با نقش های واضح و مشخص ، عضویت پایدار و یک هدف منحصر به فرد دارد که کاملاً توسط همه اعضای تیم به اشتراک گذاشته شود.

یک تیم بسیار مؤثر دارای عملکرد پایدار ، مقاومت تیمی و نشاط و اشتیاق مداوم میباشد. ما تیمی را که از منابع ناشایست استفاده میکند و تمام توان خود را صرف رسیدن به یک هدف کوتاه مدت می کند به عنوان یک تیم تاثیر گذار در نظر نمی گیریم ، چرا که  با این کار ، توانایی ها و عملکرد آینده خود را تخریب می کند.

 نمی توان تیمی را هنگامی که شرایط مطلوب است و نتایج مثبتی به دست می آورد، اما وقتی همه چیز سخت می شود یا مدت زمان بسیار طولانی برای جبران وقایع منفی زمان می برد ، تاثیر گذار دانست. همینطور اگر تیمی تمام اعضا خود را زیر سوال ببرد و از آنها در قسمت درست استفاده نکند، در نتیجه اشتیاقی برای همکاری در چنین گروهی باقی نمیماند و اعضای گروه دلیلی یا انگیزه ای برای نوآوری، تلاش برای همکاری  و پشتکار باقی نخواهد ماند.

“نتایج کوتاه مدت یک شاخص ناقص و غلط از اثربخشی تیم است”

یک یافته مداوم در این زمینه به اشتراک گذاری اطلاعات منحصر به فردی است که باعث عملکرد مثبت تیم می شود. منظور از  منحصر به فرد ، اطلاعات و دانشی است که سایر اعضای تیم در حال حاضر از آن برخوردار نیستند یا ممکن است کاملاً درک نکنند اما می توانند از دانستن آن بهره مند شوند.

فقط پرستار از تاریخچه بیمار در پرونده ابولا اطلاع داشت و آن اطلاعات منحصر به فرد را به اشتراک نگذاشت ، و در نتیجه فرصتی از دست رفته برای نجات جان بیمار و حاوی ویروس بود. داشتن اطلاعات منحصر به فرد  مربوط به تجربه در یک زمینه ی تخصصی، دانستن موقعیت دقیق در یک شرایط بخصوص، و نیاز به اقدامات احتمالی تلقی می شود.

یکی دیگر از عناصر اصلی که می تواند اثربخشی تیم را هدایت کند ، ارتباطات در یک حلقه بسته است. یک هم تیمی ممکن است اطلاعات منحصر به فرد و ارزشمند را با شما به اشتراک بگذارد ، و ممکن است این کار را ‘به موقع’ هم انجام دهند. اما اگر آنچه را که آنها گفتند اشتباه درک کردید ، این سوء تفاهم می تواند بر عملکرد تیم تأثیر منفی بگذارد. و اگر فرستنده پیام به طور نادرست فرض کند که شما درک کرده اید ، خطر حتی بیشتر است.

ارتباطات در یک حلقه ی بسته شامل سه قدم مختصر می شود:

  • تماس یا ارتباط اولیه
  • بررسی در جایی که گیرنده درک خود را از آنچه شنیده اند منتقل می کند.
  • نهایتا کسی که ارسال کننده ی پیام است توضیحات فرد شنونده را تایید یا تصحیح میکنند.

تحقیقات نشان می دهد که ارتباط حلقه بسته با اثربخشی بالاتر تیم همراه است.

آیا تا به حال فکر کرده اید که چه چیزی اثربخشی تیم را هدایت می کند؟ این عوامل به ترتیب توانایی ، همکاری ، هماهنگی و ارتباطات هستند.

تداوم ایجاد تفاوت می کند. در بعضی مواقع ، ممکن است یک عامل از دیگری مهمتر باشد ، اما همه در موفقیت تقریباً هر تیم نقش دارند. “توانایی” اولین عامل محرک است و به صلاحیت های فردی و جمعی که یک تیم در اختیار دارد ، اشاره دارد. تیم بدون توانایی موفق نخواهد شد.

“تیمی تاثیر گذار است که عملکردی پایدار، مقاومت تیمی، و سرزندگی مداوم داشته باشد.”- اسکات تاننبام و ادوارد سالاس

عامل محرک دوم، همکاری است که که در مرکز باور ها و دیدگاه هایی که هر یک از افراد دارند قرار دارد و بسیار حائز اهمیت است.

هماهنگی، عامل محرک سوم است و قلب تپنده ی کاری تیمی محسوب می شود؛ که به رفتار های تیمی که منجر به افزایش تاثیر گذاری یک تیم است اشاره دارد. 

عامل محرک چهارم، ارتباطات است، تبادل اطلاعات در یک تیم و با افراد و گروه های خارج از تیم. 

عامل محرک پنجم مربیگری و هدایت است. بی شک رهبری عامل مهمی است. یک راهبر خوب می تواند به تیم کمک کند تا موفق تر باشد و افرادی که تجربه ی کار با یک راهبر ضعیف را دارند قطعا این موضوع را تایید می کنند. یک تیم مؤثر از همه این محرک ها استفاده می کند.

در این متن هر یک از این عوامل با جزئیات بیشتر مورد بررسی قرار می گیرد و استراتژی هایی را پیشنهاد می کند که به ایجاد و حفظ تیم های مؤثر کمک می کند.

استعداد موفقیت تیم را تضمین نمی کند ، اما فقدان آن به اثربخشی تیم آسیب می رساند.

برای درک بهتر، این را در نظر بگیرید که توانایی یک تیم در دو بخش تعریف می شود:

  • توانایی های مربوط به کار که افراد باید از آن استفاده کنند تا بتوانند وظایف کاری خود را انجام دهند.
  • توانایی های مربوط به کار تیمی که افراد نیاز به کار و همکاری مؤثر با یکدیگر دارند ، این دو باعث می شوند که هر فرد، یک هم تیمی بهتر برای دیگری باشد.

درست نیست همیشه اینگونه فکرد کنیم که تیم هایی با افراد با سطح بالاتری از مهارت از تیم هایی با اعضای کم مهارت بهتر عمل کنند.ظاهرا چنین مسئله ای بدیهیست. با این حال ، وظایفی که تیم انجام می دهد همان چیزی است که تعیین می کند چه کسی نتایج بهتری کسب می کند.

بنابراین ، چه تیم شما توانایی های بالا ، پایین یا متوسط ​​را نشان دهد ، اگر فاقد قابلیت های مهم کار باشد ، باید کاری انجام دهید. شما می توانید اعضای تیم را اضافه یا جایگزین کنید ، آموزش های اضافی ارائه دهید ، یا کار را متناسب با قابلیت های تیم تغییر دهید. اما در بیشتر موارد ، شما نمی توانید به طرز جادویی ‘تیم’ را در کسری استعدادهای قابل توجه جمع کنید یا عملکرد تیم را به سادگی با افزودن استعداد بیشتر یا با وارد کردن”حرفه ای ها” تقویت کنید.

تحقیقات نشان داده است که شما می توانید حرفه ای های زیادی داشته باشید. رقابت “حرفه ای ها” شروع به توجه ناعادلانه بر خود در تیم می کند که نهایتا به ضرر تیم تمام می شود. تیم هایی با ‘استعداد بیش از حد’ ممکن است اختلافات ناسالم بیشتری داشته باشند و در برخی موارد ممکن است تا آنجا پیش بروند که یکدیگر را آشکارا تضعیف کنند.

هنگامی که از اعضای تیم انتظار می رود حتی تا حدی نیز همکاری کنند ، آنها باید دانش ، مهارت ، تخصص و سایر ویژگی ها را از قابلیت های مربوط به کار تیمی برخوردار باشند.

در محیط های تیمی ، توانایی های کار تیمی به تکمیل توانایی انجام وظایف محوله ی کار کمک می کند.

هنگامی که اعضای تیم به ندرت نیاز به هماهنگی یا تکیه بر یکدیگر دارند ، قابلیت های کار گروهی اهمیت کمتری پیدا می کنند. در چنین تیم هایی نیاز به کمک یا پشتیبانی از یکدیگر وجود ندارد. بنابراین ، از توانایی کمتری در کار تیمی برخوردار خواهند شد. اما حتی در تیم هایی که کار نسبتاً مستقل انجام می شود ، یک هم تیمی سمی می تواند گروه را مسموم کند و بر عملکرد تیم تأثیر منفی بگذارد.

به طور کلی ، هرچه اعضای تیم بیشتری به هم تیمی ها اعتماد کنند و به طور فعال به یکدیگر کمک کنند ، نیاز به قابلیت های کار تیمی بیشتر خواهد بود.

آیا می دانستید؟ به گفته اسکات تاننباوم ، تحقیقات سوزان بل در ناسا نشان داد که تیم هایی با جهت گیری جمعی بالاتر و ترجیح کار گروهی سطح بالاتری از عملکرد را نشان می دهند.

چهار نگرش و عقیده ی مهم در خصوص همکاری وجود دارد که یک تیم باید برای موثر بودن اتخاذ کند.

همکاری نگرش و اعتقاداتی را که اعضای تیم در مورد تیم خود دارند را توصیف می کند. تجربیات آنها در این تیم به آنها در شکل گیری این صفات کمک می کند ، که تحت تأثیر توانایی ها و شخصیت اعضای تیم ، وجود یا عدم وجود رفتارهای تیم محور ، ارتباطات ، شرایط ، درک مشترک و راهبری است.

نگرش ها و اعتقادات تعاونی در بین تیم ها توسط ادراکات هدایت می شود و برداشت ها همیشه با واقعیت مطابقت ندارند. به همین دلیل شما نمی توانید کسی را “مجبور کنید” به شما اعتماد کند. شما فقط می توانید اقداماتی را انجام دهید که احتمال اینکه شما را به عنوان فردی قابل اعتماد بشناسند را افزایش دهد.

چهار نگرش و عقیده ی مهم در خصوص همکاری وجود دارد که میتواند تاثیر گزاری یک تیم را افزایش دهد.می توانید از این عوامل به عنوان زنگ خطر استفاده کنید که در صورت حذف یا نبود آنها، مطمئنا عملکرد تیم دچار مشده یا خواهد شد. بنابراین نظارت مداوم بر این عوامل حائز اهمیت است.

اولین پله ی همکاری اعتماد است.

موقعی که بی اعتمادی وارد شود، مهرورزی خارج می شود- ضرب المثل قدیمی ایرلندی

در حالی که هیچ کس چنین نخواهد گفت ، برخی از مردم معتقدند که اعتماد در کار بی اهمیت است و شما می توانید صرفاً افراد باهوشرا استخدام کنید. اما تحقیقات نشان می دهد که اعتماد یک امر ضروری است. 

دومین نگرش و عقیده ی مهم در خصوص همکاری ایمنی روانشناختی است.

ایمنی روانی باوری در میان اعضای تیم است که آنها می توانند  در محل کار ‘خودشان’ باشند. منظور این احساس نیست که همه ما دوست هستیم یا هیچ فشاری وجود ندارد. منظور این است که اگر افراد صحبت کنند ، ضعف را بپذیرند ، یا هرگونه رفتاری که قبلاً ذکر شده بود ، به شدت مورد قضاوت قرار نمی گیرند.

اثربخشی جمعی سومین نگرش و عقیده ی مهم در خصوص همکاری است.

در حالی که اعتماد به نفس ایده کلی از توانایی های شخص را منتقل می کند ، خود اثربخشی خاص تر است. این اعتقاد وجود دارد که شما می توانید در یک وضعیت خاص به طور مؤثر نقش خود را ایفا کنید تا نتایج مطلوب کسب شوند.

اثربخشی جمعی ، مانند خود اثربخشی ، یک اعتقاد مشترک در بین اعضای تیم است که تیم می تواند تکالیف خاصی را به خوبی انجام دهد یا در موقعیت ها یا زمینه های بخصوصی مؤثر واقع شود.

سرانجام ، ما به انسجام نیاز داریم که می تواند به عنوان چسب که باعث می شود تیمی متحد شود ، تصور شود.

دو مؤلفه انسجام وجود دارد:

  • انسجام اجتماعی
  • انسجام در وظایف

انسجام اجتماعی به دلبستگی مشترک بین فردی در بین اعضای تیم اشاره دارد. انسجام وظیفه بر این باور است که کاری که تیم انجام می دهد مهم است ، بنابراین اعضای تیم احساس می کنند که نسبت به کار متعهد هستند.

هماهنگی مناسب تیم ها را به راندمان بالاتر سوق می دهد.

تیمی را در نظر بگیرید که درگیر تولید و اجرای یک نمایشنامه است. کارگردان ، بازیگران ، سرپرست ها و هر کس دیگری که در این روند شرکت می کنند به طور مداوم به یکدیگر اعتماد می کنند تا یک تجربه عالی برای مخاطب ایجاد کنند. هماهنگی تیم برای موفقیت آنها ضروری است.

برای نشان دادن اینکه چگونه هماهنگی می تواند جان انسانها را نجات دهد ، دیمیتریوس سیاساکوس و همکارانش تیم های پزشکی را که در زمینه اضطراری شبیه سازی شده زنان و زایمان ، به ویژه اکلامپسی ، مشغول مطالعه بودند ، مورد بررسی قرار دادند. آنها دریافتند که تیم های پزشکی که کار تیمی بهتری را نشان می دهند ، منیزیم را به بیمار 2.5 دقیقه سریعتر و اکسیژن 25 ثانیه سریعتر از تیم با سطح هماهنگی پایین تر رساندند. در مواردی از این دست ، پاسخ تأخیر می تواند به قیمت جان افراد تمام شود. هماهنگی تیم زمانی مهم است که اعضای تیم برای تحقق اهداف تیم باید به یکدیگر اعتماد کنند.

در حالی که هماهنگی تیم همیشه تفاوت بین زندگی و مرگ نیست ، در موارد پزشکی ، می تواند باشد! در موارد دیگر ، می تواند تعیین کند که آیا یک پروژه به موقع به پایان می رسد یا اینکه آیا کسی تجربه خرید مثبت دارد وممکن است به یک مشتری دائمی تبدیل شود.

محققان پس از انجام تحقیقات در مورد کار تیمی و مشاهده تیم های بی شماری در تعداد بیشماری از تنظیمات رفتاری، چهار مورد از مهمترین رفتارهای جهانی و مداوم در کار تیمی را شناسایی کرده اند که شامل موارد زیر است:

  • نظارت
  • پشتیبانی کردن
  • سازگاری
  • مدیریت احساسات و درگیری های تیمی

نظارت (حفظ آگاهی موقعیتی): هنگامی که اعضای تیم هوشیار و آگاه باشند ، تیم بهتر عمل می کند ، مراقب یکدیگر باشید و از آنچه ممکن است بر تیم تأثیر بگذارد ، شامه ی قوی داشته باشید.

پشتیبانی کردن: در تیم های بسیار مؤثر ، اعضای تیم به یکدیگر کمک می کنند. آنها در صورت لزوم مشاوره ارائه می دهند یا جای یکی از اعضای تیم را پر می کنند.

سازگاری: این مورد برای هر تیمی که در یک محیط کاملاً استاتیک پیشروی نمی کند ضروری است. سازگاری زمانی ایجاد می شود که اعضای تیم از تجربه ها بیاموزند ، و طبق آن برای رفع نیازها و بهبود عملکرد انجام دهند. بهترین تیم ها به ندرت در روز اول عالی هستند.

مدیریت احساسات و درگیری های تیمی: هماهنگی تیم فقط مربوط به پشتیبان از یکدیگر و ایجاد سازگاری و انعطاف نیست. انجام اقدامات مناسب برای مدیریت احساسات اعضای تیم و برخورد مؤثر با درگیری ها نیز بسیار حائز اهمیت است.

انتشار به موقع و دقیق اطلاعات مناسب یکی از محرک های تیم هایی است که موثر عمل می کنند.

یکی از شایع ترین نیازهای رهبران ، برقراری ارتباط بهتر بین افراد تیم هایشان است. برای برخی از آنها ، برقراری ارتباط و کار تیمی تقریباً قابل تشخیص نیست. استنباط بی نظیر این است که اگر اعضای تیم آنها با یکدیگر ارتباط بیشتری برقرار کنند ، کار تیمی و عملکرد آنها به طرز جادویی بهبود می یابد. آیا ارتباطات باعث افزایش اثربخشی تیم می شود و اگر چنین است ، چگونه کار می کند؟

در کمترین حالت ، شکست های ارتباطی باعث می شود تیم ها آسیب پذیر شوند. این امر در مراقبت های بهداشتی کاملاً مشهود است ، جایی که اشتباهات غیرقابل پیش بینی منجر به مرگ یا آسیب جدی به بیماران غیر مرتبط با دوره طبیعی بیماری های آنها می شود. توماس اریک دانکن اولین بیمار ابولا بود که در ایالات متحده تشخیص داده شد. اما ارتباط بین پرستاران اورژانس در مرکز کنترل بیماری مانع تشخیص زودهنگام و مهار ویروس شد.

ارتباطات با کیفیت به معنای به اشتراک گذاری اطلاعات مفید به طور دقیق و به هنگام با افراد مناسب است.

یک یافته مداوم در این زمینه به اشتراک گذاری اطلاعات منحصر به فردی است که باعث عملکرد مثبت تیم می شود. منظور از  منحصر به فرد ، اطلاعات و دانشی است که سایر اعضای تیم در حال حاضر از آن برخوردار نیستند یا ممکن است کاملاً درک نکنند اما می توانند از دانستن آن بهره مند شوند.

فقط پرستار از تاریخچه بیمار در پرونده ابولا اطلاع داشت و آن اطلاعات منحصر به فرد را به اشتراک نگذاشت ، و در نتیجه فرصتی از دست رفته برای نجات جان بیمار و حاوی ویروس بود. داشتن اطلاعات منحصر به فرد  مربوط به تجربه در یک زمینه ی تخصصی، دانستن موقعیت دقیق در یک شرایط بخصوص، و نیاز به اقدامات احتمالی تلقی می شود.

یکی دیگر از عناصر اصلی که می تواند اثربخشی تیم را هدایت کند ، ارتباطات در یک حلقه بسته است. یک هم تیمی ممکن است اطلاعات منحصر به فرد و ارزشمند را با شما به اشتراک بگذارد ، و ممکن است این کار را ‘به موقع’ هم انجام دهند. اما اگر آنچه را که آنها گفتند اشتباه درک کردید ، این سوء تفاهم می تواند بر عملکرد تیم تأثیر منفی بگذارد. و اگر فرستنده پیام به طور نادرست فرض کند که شما درک کرده اید ، خطر حتی بیشتر است.

ارتباطات در یک حلقه ی بسته شامل سه قدم مختصر می شود:

  • تماس یا ارتباط اولیه
  • بررسی در جایی که گیرنده درک خود را از آنچه شنیده اند منتقل می کند
  • نهایتا کسی که ارسال کننده ی پیام است توضیحات فرد شنونده را تایید یا تصحیح میکنند.

تحقیقات نشان می دهد که ارتباط حلقه بسته با اثربخشی تیم بالاتر همراه است.

رهبری کردن عاملی است که همه ی محرک های دیگر را با یکدیگر همراه می کند.

آیا راهبری تیم در تاثیر گذاری بیشتر آن موثر است؟ جواب کوتاه؛ بله. اگر در حرفه ی خود تجربه ی کار با تیم های مختلفی را داشته باشید، تجربه ی شما احتمالا چنین موضوعی را اثبات میکند. تفاوت بین یک راهبر تیم خوب و تاثیر گذار با راهبر یک تیم با عملکرد ضعیف کاملا مشهود و مبرهن است. رهبری کردن یک تیم میتواند چالش برانگیز باشد، ولی خود تیم اساسا موثر است. 

رهبری یعنی:

  • اطمینان از اینکه تیم تمام “محرک های”  لازم را در اختیار دارد
  • این تیم را قادر به یادگیری و سازگاری می کند

تحقیقات نشان داده است که رفتارهای مناسب رهبر تیم با اثربخشی آن از زوایای مختلف ارتباط مثبت دارد. همچنین نشان داد که رفتار های راهبری وظیفه محور (ارائه ساختار)  و  رفتار های شخص محور (توانمندسازی اعضای تیم) در اثر گذاری تیم تاثیر بسزایی دارد.

هفت عملکرد اساسی در راهبری تیم وجود دارد. مجموع این عملکرد ها ترکیبی از رفتار های راهبری تیم و وظیفه محور است.

رفتار های وظیفه محور شامل موارد زیر می شود:

  • اطمینان از شفافیت و هماهنگی. وقتی اعضای تیم شناخت واضح ، مشترک و دقیق از هم داشته باشند ، قادر به ایجاد هماهنگی و سازگاری نیز خواهند بود.
  • پاسخگویی هم تیمی ها. اگر اعضای تیم در قبال کاری که باید انجام شود پاسخگوی یکدیگر نباشند، این ضعف در هماهنگی و اجرا مشهود خواهد شد.
  • رفع موانع و پشتیبانی بیشتر از یکدیگر. همه ی تیم ها با چالش ها و موانع مختلفی رو به رو می شوند. وظیفه ی راهبر شناسایی و برطرف کردن این موانع است.

رفتار های تیم محور شامل موارد زیر می شوند:

مدیریت احساسات و دیدگاه اعضای تیم. تحقیقات نشان داده که افزایش تاثیر گذاری تیم بدون وجود دیدگاه “مثبت”  در همکاری غیر ممکن نیست، اما میتواند بسیار سخت باشد. چه کسی در حال نظارت بر نبض تیم و کمک به مدیریت احساسات و نگرش ها است؟

تقویت ایمنی روانی. اقداماتی را انجام دهید که به اعضای تیم کمک می کند تا احساس راحتی کنند و خودشان باشند. بدون امنیت روانی و ذهنی ، ارتباطات و عملکرد دچار مشکل خواهد شد. 

تشویق مشارکت و توانمندسازی. هیچ کس در یک تیم نمی تواند همه کارها را ببیند و انجام دهد. ایده ها و مشارکت ها در یک تیم مؤثر پدیدار می شوند و اعضای تیم احساس می کنند که برای پیشرفت و کمک به یکدیگر پیشقدم هستند. اعضای تیم را به مشارکت و مالکیت موفقیت تیم تشویق کنید.

ایده ها و مشارکت ها در یک تیم مؤثر پدیدار می شوند و اعضای تیم احساس می کنند که برای پیشرفت و کمک به یکدیگر پیشقدم هستند. اعضای تیم را به مشارکت و مالکیت موفقیت تیم تشویق کنید.

جمع بندی

کلمه ‘تیم’ به یک مخفف تبدیل شده است و به این معنی است که “دستاورد  همه با هم بیشتر است”* و بر نقش تیم ها را نمی توان بیش از حد تأکید کرد. برای ایجاد یک فضای برد-برد برای همه ، باید یاد بگیریم که چگونه تیم های تاثیر گذار ایجاد کنیم.

این متن در تلاش است تا نشان دهد که این فقط ترکیبی از افراد با استعداد نیست که تیم های مؤثر را ایجاد می کند. مهم است که وظایفی را که انجام می دهند نیز در نظر بگیریم. ما همچنین باید بررسی کنیم که در بین هم تیمی ها اعتماد وجود دارد و آنها از نظر روانشناختی در اطراف یکدیگر احساس امنیت می کنند.

ارتباطات باید مؤثر باشد و برای این اتفاق ، ما باید ارتباطات در حلقه بسته انجام دهیم. اطلاعات منحصر به فرد را بیان کنید و از گیرنده بازخورد بگیرید تا مشخص شود که آنچه شنیده اند چیزی است که شما قصد دارید بگویید. سرانجام ، یک تیم مؤثر به یک راهبر خوب نیاز دارد. یک راهبر خوب رفتارهای وظیفه محور و همچنین رفتارهای تیم محور را نشان می دهد.

توجه داشته باشید که بروز مشکلات به هنگام کار با تیم ها رایج است. به عنوان مثال ، اطلاعات مهم به موقع منتقل نشود ، فردگرایی و عدم یکپارچگی موضوعات متداولی است که در صورت کار در یک تیم با آن روبرو خواهید شد.

تعاریف و ویژگی های متفاوتی برای یک تیم تاثیر گذار وجود دارد، اما هر گروهی از افراد که با هم کار می کنند الزاما تیم مؤثری ایجاد نمی کنند:

  • بدست آوردن موفقیت در مدت زمان کوتاه دلیلی بر تاثیر گذاری یک تیم نیست. اگر تیمی به اهداف کوتاه مدت خود برسد اما نتواند اهداف بلند مدت را انجام دهد ، تیم مؤثری نخواهد بود.
  • تیم های مؤثر معمولاً هماهنگ تر از تیم های ناموفق عمل می کنند. تیم های مؤثر برنامه ریزی طولانی تر و سیستماتیک دارند.
  • در حالی که ارتباطات تیمی مؤثر فرایندی برای به اشتراک گذاری اطلاعات است که به راحتی انجام می شود ، یک تیم ناکارآمد اطلاعات را به درستی منتشر نمی کند.

این را امتحان کنید:

در شرایطی که نیاز به انتخاب تیمی برای یک پروژه یا کار ایجاد می شود ، کارهای خاصی وجود دارد که می توانید برای اطمینان از کارآمد تیم خود انجام دهید:

  • اعضا را بر اساس قابلیت انجام کار انتخاب کنید.
  • در سیستم اعتماد ایجاد کنید تا افراد بتوانند همکاری کنند.
  • اطلاعات مربوطه را به درستی در زمان مناسب منتقل کنید.
  • تیم های مؤثر همه مربیان خوبی دارند ، این موضوع را دست کم نگیرید.

مترجم: چشمه گرمسیری

عناوین